حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

545

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

را به ارث از على بن ابيطالب ميگيرد كه وى جانشين به حق پيغمبر بود بدينسان امام از طريق فاطمه وارث پيغمبر است و غالب اينست كه امام بايد فرزند ارشد باشد اما بسال 148 بعض اماميان از اين شرط چشم پوشيدند و شيعه اماميه به دو فرقه شد : اماميان موسوى كه بعدا عنوان دوازده امامى يافتند و اينان از پس جعفر صادق موساى كاظم را امام هفتم دانستند و ديگر اماميان اسمعيلى كه اسمعيل پسر جعفر صادق را امام گفتند كه ارشد بود اما پيش از پدر بسال 145 مرده بود و امامت وى را بپسرش محمد مستور دادند و او را امام هفتم گفتند ، و اين فرقه را هفت امامى گفته‌اند تا از دوازده اماميان جدا باشند . امامت از موساى كاظم بفرزندش على رضا و از او به محمد تقى و از او به على نقى رسيد و از پى ايشان حسن عسگرى بود كه در شعبان 255 از كنيزى صيقل نام فرزندى يافت و نام او را محمد كرد و چون بسال 260 حسن عسكرى درگذشت محمد پنج ساله بود و امام دوازدهم بود . و شيعيان وى را دوازده امامى گفتند و بعقيده آنها امام دوازدهم در سامره مقابل چشم مادر خويش بسردابى رفت و بازنگشت و از آن هنگام غايب بوده است . بعقيده شيعيان ، امام محمد بن حسن دو غيبت داشت غيبت صغرى كه از ولادت وى بسال 255 آغاز و بمرگ پدرش بسال 260 ختم مىشود . و غيبت كبرى كه از سال 265 آغاز شده و تا كنون دوام دارد . مترجم سطور گويد : " مؤلف در اينجا خلط كرده كه غيبت صغراى امام طبق متون شيعه اماميه پس از مرگ امام يازدهم بود كه از خوف دشمنان از نظرها غايب شد اما تا سال 329 يعنى هفتاد سال بعد بعضى خواص اصحاب شرف زيارت وى داشتند و توقيع امام بوسيله ايشان بشيعيان ميرسيد و آنگاه غيبت كامل شد و نواب خاص نيز از زيارت امام محروم شدند و توقيع نيامد و اين غيبت كبرى است كه هنوز هست . "